سلام دوستان امروز اومدم اپ کنم یک سری دیگه از کارامو گذاشتم اینجا خوشحالم میکنید نظراتون را راجع بهشون بهم بگید.
راستی یه دوست خیلی خیلی عزیز بهم گفت چرا اینقدر غمگین می نویسی به اون عزیز می گم من وقتی دلم میگیره قلمم حرکت می کنه باید ببخشی.
-تکرار.تکرار.تکرار
و باز هم تکرار
عقربه ها می گذرند از پس اعداد
۲.۳.۱۰
چه فرقی می کند برای تو که تکرار وجودت را گرفته؟؟؟؟؟؟؟
-انگشتانم یخ زده
نشسته ام کنار پنجره در انتظار برف
انگار دیگر باران جوابگوی غم من نیست !!!!
-سرما.سوز.برف.یخ.
تگرگ.گردباد.طوفان.شن باد.بوران
ولی چرا اسمان افتابی ست؟؟؟؟؟؟؟
-خودت ر ابیرون بکش از بدبختی و تحقیر
خودت را بیرون بکش تو می توانی..............
...................دیدی چه راحت بود؟؟؟.....................
نه....نه........مواظب باش
انجا باتلاق است.
-صدای تیک تیک ثانیه شمار
شاید
صدای فریاد گذشتن سال هات
-در ان هنگام که تحصن گل های قرمز کوچک لگد مال شد
و در ان هنگام که افتاب شرمگین
من قفل به دهان بسته فقط می نگریستم.