تبليغاتX
دستمال سرخ دلم
جمعه 1386/02/28
سرد است احساس قلبم برای نوازش عشق

در این زندان احساسات که همه چیز ممنوع است حتی تنفس عشق ...

برای چه می طلبیم احساساتمان را ؟


در این چهار دیواری که بازخواست می شوی برای تندتر زدن قلبت ...

برای چه اغوشت را گشوده ای به میزبانی عشق ؟

وحشت بروزش سایه افکنده بر دستانمان

احساساتت را با نگاهت به من بگو......................

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:45  توسط سارا  | 

~ ~ ~
شنبه 1386/02/15

کاش ضربه های شلاق برگلبرگ هایت که کمی شاداب تر می نمایند این گونه پرپرت نمی کرد.

کاش می فهمیدیم که زیباتر بودنت ای گل دلیل بی بند و باریت نیست!!!!

ارزشت پایمال و لگدکوب جاهلیت شده.

ترنم شبنم قدغن.

اینه هم توان لبخند زدن را ندارد.

اهسته بخند که پرپرت نکنند!!!!!!!

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:6  توسط سارا  | 

~ ~ ~
شنبه 1386/02/01

کاش مهتاب کامل بود و من برای دیوانگی ام بهانه ای داشتم...

کاش یارای فریاد عشق را داشتم.....

دستانم می لرزد و قدم هایم سست تر از همیشه است.........

قلبم خالی است.........

نه....قلبم مالامال از عشق است......

نه....تهی شده ام از عشق........

                این گونه خوش تر است............

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 0:32  توسط سارا  | 

~ ~ ~