در این زندان احساسات که همه چیز ممنوع است حتی تنفس عشق ...
برای چه می طلبیم احساساتمان را ؟
در این چهار دیواری که بازخواست می شوی برای تندتر زدن قلبت ...
برای چه اغوشت را گشوده ای به میزبانی عشق ؟
وحشت بروزش سایه افکنده بر دستانمان
احساساتت را با نگاهت به من بگو......................
